Divan di Shams Ghazal 133 Distico 10 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۳

  1. عاشق آشفته از آن گوید که اندر شهر دل عشق دایم می‌کند این غارت و تاراج را

G133:10

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را·کاو به یک جو برنسنجد هیچ صاحب تاج را
  2. 2 اطلس و دیباج بافد عاشق از خون جگر·تا کشد در پای معشوق اطلس و دیباج را
  3. 3 در دل عاشق کجا یابی غم هر دو جهان؟·پیش مکی قدر کی باشد امیر حاج را؟
  4. 4 عشق معراجیست سوی بام سلطان جمال·از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را
  5. 5 زندگی ز آویختن دارد چو میوه از درخت·زان همی‌بینی در آویزان دو صد حلاج را
  6. 6 گر نه علم حال فوق قال بودی کی بدی؟·بنده احبار بخارا خواجه‌ نساج را
  7. 7 بلمه ای‌هان تا نگیری ریش کوسه در نبرد·هندوی ترکی میاموز آن ملک تمغاج را
  8. 8 همچو فرزین کژروست و رخ سیه بر نطع شاه·آنک تلقین می‌کند شطرنج مر لجلاج را
  9. 9 ای که میرخوان بغراقان روحانی شدی·بر چنین خوانی چه چینی خرده تتماج را؟
  10. 10 عاشق آشفته از آن گوید که اندر شهر دل·عشق دایم می‌کند این غارت و تاراج را
  11. 11 بس کن ایرا بلبل عشقش نواها می‌زند·پیش بلبل چه محل باشد دم دراج را؟

ganjoor: sh133 · public domain