Divan di Shams› Ghazal 1414› Distico 6 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۱۴
- منم استون آن مسجد که مسند ساخت پیغامبر چو او مسند دگر سازد ز درد هجر نالانم
G1414:6
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم·مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
- 2 دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلوی·چهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم
- 3 مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایبها·که چندین سال من کشتی در این خشکی همیرانم
- 4 بیا ای جان توی موسی و این قالب عصای تو·چو برگیری عصا گردم چو افکندیم ثعبانم
- 5 تو عیسی و من مرغت تو مرغی ساختی از گل·چنانک دردمی در من چنان در اوج پرانم
- 6 منم استون آن مسجد که مسند ساخت پیغامبر·چو او مسند دگر سازد ز درد هجر نالانم
- 7 خداوند خداوندان و صورتساز بیصورت·چه صورت میکشی بر من تو دانی من نمیدانم
- 8 گهی سنگم گهی آهن زمانی آتشم جمله·گهی میزان بیسنگم گهی هم سنگ و میزانم
- 9 زمانی می چرم این جا زمانی می چرند از من·گهی گرگم گهی میشم گهی خود شکل چوپانم
- 10 هیولایی نشان آمد نشان دایم کجا ماند·نه این ماند نه آن ماند بداند آن من آنم
ganjoor: sh1414 · public domain