Divan di Shams› Ghazal 1471› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۷۱
- تا روی تو را دیدم من همچو گل تازه گشتم خرف و کهنه ار تازه نمیدانم
G1471:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم·جز شیوه آن غمزه غمازه نمیدانم
- 2 یاران به خبر بودند دروازه برون رفتند·من بیره و سرمستم دروازه نمیدانم
- 3 آوازه آن یاران چون مشک جهان پر شد·ز آواز بشد عقلم آوازه نمیدانم
- 4 تا روی تو را دیدم من همچو گل تازه·گشتم خرف و کهنه ار تازه نمیدانم
- 5 گویند که لقمان را یک کازه تنگی بد·زین کوزه میی خوردم کان کازه نمیدانم
ganjoor: sh1471 · public domain