Divan di Shams Ghazal 1679 Distico 9 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۷۹

  1. گفتمش هر چه بسوزی تو ز من دود عشق تو بود آثارم

G1679:9

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 من اگر مستم اگر هشیارم·بنده چشم خوش آن یارم
  2. 2 بی‌خیال رخ آن جان و جهان·از خود و جان و جهان بیزارم
  3. 3 بنده صورت آنم که از او·روز و شب در گل و در گلزارم
  4. 4 این چنین آینه‌ای می بینم·چشم از این آینه چون بردارم
  5. 5 دم فروبسته‌ام و تن زده‌ام·دم مده تا علالا برنارم
  6. 6 بت من گفت منم جان بتان·گفتم این است بتا اقرارم
  7. 7 گفت اگر در سر تو شور من است·از تو من یک سر مو نگذارم
  8. 8 منم آن شمع که در آتش خود·هر چه پروانه بود بسپارم
  9. 9 گفتمش هر چه بسوزی تو ز من·دود عشق تو بود آثارم
  10. 10 راست کن لاف مرا با دیده·جز چنان راست نیاید کارم
  11. 11 من ز پرگار شدم وین عجب است·کاندر این دایره چون پرگارم
  12. 12 ساقی آمد که حریفانه بده·گفتم اینک به گرو دستارم
  13. 13 غلطم سر بستان لیک دمی·مددم ده قدری هشیارم
  14. 14 آن جهان پنهان را بنما·کاین جهان را به عدم انگارم

ganjoor: sh1679 · public domain