Divan di Shams› Ghazal 1726› Distico 9 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۲۶
- چو شیشه زان شدهام تا که جام شه باشم شها بگیر به دستم که دست کار توام
G1726:9
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 بیار باده که دیر است در خمار توام·اگرچه دلق کشانم نه یار غار توام
- 2 بیار رطل و سبو کارم از قدح بگذشت·غلام همت و داد بزرگوار توام
- 3 در این زمان که خمارم مطیع من می باش·چو مست گشتم از آن پس به اختیار توام
- 4 بیار جام اناالحق شراب منصوری·در این زمان که چو منصور زیر دار توام
- 5 به یاد آر سخنها و شرطها که ز الست·قرار دادی با من بر آن قرار توام
- 6 بگو به ساغرش ای کف تو گر سوار منی·عجبتر اینک در این لحظه من سوار توام
- 7 میان حلقه به ظاهر تو در دوار منی·ولی چو درنگرم نیک در دوار توام
- 8 به زیر چرخ ننوشم شراب ای زهره·که من عدو قدحهای زهربار توام
- 9 چو شیشه زان شدهام تا که جام شه باشم·شها بگیر به دستم که دست کار توام
- 10 عجب که شیشه شکافید و می نمیریزد·چگونه ریزد داند که بر کنار توام
- 11 اگر به قد چو کمانم ولی ز تیر توام·چو زعفران شدم اما به لاله زار توام
- 12 چگونه کافر باشم چو بت پرست توام·چگونه فاسق باشم شرابخوار توام
- 13 بیا بیا که تو راز زمانه می دانی·بپوش راز دل من که رازدار توام
- 14 چو آفتاب رخ تو بتافت بر رخ من·گمان فتاد رخم را که هم عذار توام
- 15 شمرد مرغ دلم حلقههای دام تو را·از آن خویش شمارم که در شمار توام
- 16 اگرچه در چه پستم نه سربلند توام·وگرچه اشتر مستم نه در قطار توام
- 17 میان خون دل پرخون بگفت خاک تو را·اگرچه غرقه خونم نه در تغار توام
- 18 اگرچه مال ندارم نه دستمال توام·اگرچه کار ندارم نه مست کار توام
- 19 برآی مفخر آفاق شمس تبریزی·که عاشق رخ پرنور شمس وار توام
ganjoor: sh1726 · public domain