Divan di Shams› Ghazal 1737› Distico 12 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۳۷
- به استخوان و به خونم نظر نکردندی به روح شاه عزیزم اگر به تن خوارم
G1737:12
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 بیار باده که اندر خمار خمارم·خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم
- 2 بیار جام شرابی که رشک خورشید است·به جان عشق که از غیر عشق بیزارم
- 3 بیار آنک اگر جان بخوانمش حیف است·بدان سبب که ز جان دردهای سر دارم
- 4 بیار آنک نگنجد در این دهان نامش·که می شکافد از او شقههای گفتارم
- 5 بیار آنک چو او نیست گولم و نادان·چو با ویم ملک گربزان و طرارم
- 6 بیار آنک دمی کز سرم شود خالی·سیاه و تیره شوم گوییا ز کفارم
- 7 بیار آنک رهاند از این بیار و میار·بیار زود و مگو دفع کز کجا آرم
- 8 بیار و بازرهان سقف آسمانها را·شب دراز ز دود و فغان بسیارم
- 9 بیار آنک پس مرگ من هم از خاکم·به شکر و گفت درآرد مثال نجارم
- 10 بیار می که امین میم مثال قدح·که هر چه در شکمم رفت پاک بسپارم
- 11 نجار گفت پس مرگ کاشکی قومم·گشاده دیده بدندی ز ذوق اسرارم
- 12 به استخوان و به خونم نظر نکردندی·به روح شاه عزیزم اگر به تن خوارم
- 13 چه نردبان که تراشیدهام من نجار·به بام هفتم گردون رسید رفتارم
- 14 مسیح وار شدم من خرم بماند به زیر·نه در غم خرم و نی به گوش خروارم
- 15 بلیس وار ز آدم مبین تو آب و گلی·ببین که در پس گل صد هزار گلزارم
- 16 طلوع کرد از این لحم شمس تبریزی·که آفتابم و سر زین وحل برون آرم
- 17 غلط مشو چو وحل در رویم دیگربار·که برقرارم و زین روی پوش در عارم
- 18 به هر صبوح درآیم به کوری کوران·برای کور طلوع و غروب نگذارم
ganjoor: sh1737 · public domain