Divan di Shams Ghazal 1830 Distico 9 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۳۰

  1. در برت آن چنان کشم کز بر و برگ وارهی تا همه شب نظر کنی پیش طرب کنان من

G1830:9

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من·همچو چراغ می جهد نور دل از دهان من
  2. 2 ذره به ذره چون گهر از تف آفتاب تو·دل شده‌ است سر به سر آب و گل گران من
  3. 3 پیشتر آ دمی بنه آن بر و سینه بر برم·گرچه که در یگانگی جان تو است جان من
  4. 4 در عجبی فتم که این سایه کیست بر سرم·فضل توام ندا زند کان من است آن من
  5. 5 از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مرا·تا چه شود ز لطف تو صورت آن جهان من
  6. 6 تاج من است دست تو چون بنهیش بر سرم·طره توست چون کمر بسته بر این میان من
  7. 7 عشق برید کیسه‌ام گفتم هی چه می کنی·گفت تو را نه بس بود نعمت بی‌کران من
  8. 8 برگ نداشتم دلم می لرزید برگ وش·گفت مترس کآمدی در حرم امان من
  9. 9 در برت آن چنان کشم کز بر و برگ وارهی·تا همه شب نظر کنی پیش طرب کنان من
  10. 10 بر تو زنم یگانه‌ای مست ابد کنم تو را·تا که یقین شود تو را عشرت جاودان من
  11. 11 سینه چو بوستان کند دمدمه بهار من·روی چو گلستان کند خمر چو ارغوان من

ganjoor: sh1830 · public domain