Divan di Shams› Ghazal 1852› Distico 9 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۵۲
- قبای اطلس معنی که برقش کفرسوز آمد گر این اطلس همیخواهی پلاس حرص را برکن
G1852:9
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من·چو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن
- 2 چه باشد خار گریان رو که چون سور بهار آید·نگیرد رنگ و بوی خوش نگیرد خوی خندیدن
- 3 چه باشد سنگ بیقیمت چو خورشید اندر او تابد·که از سنگی برون ناید نگردد گوهر روشن
- 4 چه باشد شیر نوزاده ز یک گربه زبون باشد·چو شیر شیر آشامد شود او شیر شیرافکن
- 5 یکی قطره منی بودی منی انداز کردت حق·چو سیمابی بدی وز حق شدستی شاه سیمین تن
- 6 منی دیگری داری که آن بحر است و این قطره·قراضه است این منی تو و آن من هست چون معدن
- 7 منی حق شود پیدا منی ما فنا گردد·بسوزد خرمن هستی چو ماه حق کند خرمن
- 8 گرفتم دامن جان را که پوشیدهست تشریفی·که آن را نی گریبان است و نی تیریز و نی دامن
- 9 قبای اطلس معنی که برقش کفرسوز آمد·گر این اطلس همیخواهی پلاس حرص را برکن
- 10 اگر پوشیدم این اطلس سخن پوشیده گویم بس·اگر خود صد زبان دارم نگویم حرف چون سوسن
- 11 چنین خلعت بدش در سر که نامش کرد مدثر·شعارش صورت نیر دثارش سیرت احسن
ganjoor: sh1852 · public domain