Divan di Shams› Ghazal 1877› Distico 6 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۷۷
- جان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستی پیکان پر از خون بین ای سخته کمان من
G1877:6
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ای دل چو نمیگردد در شرح زبان من·وان حرف نمیگنجد در صحن بیان من
- 2 می گردد تن در کد بر جای زبان خود·در پرده آن مطرب کو زد ضربان من
- 3 هم ساغر و هم باده سرمست از آن ساقی·هم جان و جهان حیران در جان و جهان من
- 4 از غیب یکی لعلی در غار جهان آمد·وان لعل شده حیران در عزت کان من
- 5 ما را تو کجا یابی گر موی به مو جویی·چون در سر زلف او گشتهست مکان من
- 6 جان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستی·پیکان پر از خون بین ای سخته کمان من
- 7 گفتا که شکار من جز شیر کجا باشد·جز لعل بدخشانی کی یافت نشان من
- 8 جز دلق دو صدپاره من پاره کجا گیرم·باقی قماشت کو ای دلق کشان من
- 9 شمس الحق تبریزی از دور زمان برتر·و افزوده ز هر دوری از وی دوران من
ganjoor: sh1877 · public domain