Divan di Shams Ghazal 1934 Distico 11 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۳۴

  1. روزی که گذر کنی به بازار هم مرد رود ز خویش و هم زن

G1934:11

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 از ما مرو ای چراغ روشن·تا زنده شود هزار چون من
  2. 2 تا بشکفد از درون هر خار·صد نرگس و یاسمین و سوسن
  3. 3 بر هر شاخی هزار میوه·در هر گل تر هزار گلشن
  4. 4 جان شب را تو چون چراغی·یا جان چراغ را چو روغن
  5. 5 ای روزن خانه را چو خورشید·یا خانه بسته را چو روزن
  6. 6 ای جوشن را چو دست داوود·یا رستم جنگ را چو جوشن
  7. 7 خورشید پی تو غرق آتش·وز بهر تو ساخت ماه خرمن
  8. 8 نستاند هیچ کس به جز تو·تاوان بهار را ز بهمن
  9. 9 از شوق تو باغ و راغ در جوش·وز عشق تو گل دریده دامن
  10. 10 ای دوست مرا چو سر تو باشی·من غم نخورم ز وام کردن
  11. 11 روزی که گذر کنی به بازار·هم مرد رود ز خویش و هم زن
  12. 12 وان شب که صبوح او تو باشی·هم روح بود خراب و هم تن
  13. 13 ترکی کند آن صبوح و گوید·با هندوی شب به خشم سن سن
  14. 14 ترکیت به از خراج بلغار·هر سن سن تو هزار رهزن
  15. 15 گفتی که خموش من خموشم·گر زانک نیاریم به گفتن
  16. 16 ور گوش رباب دل بپیچی·در گفت آیم که تن تنن تن
  17. 17 خاکی بودم خموش و ساکن·مستم کردی به هست کردن
  18. 18 هستی بگذارم و شوم خاک·تا هست کنی مرا دگر فن
  19. 19 خاموش که گفت نیز هستی است·باش از پی انصتواش الکن

ganjoor: sh1934 · public domain