Divan di Shams Ghazal 1955 Distico 6 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۵۵

  1. عقل منکر هیچ گونه از نشان‌ها نگذرد بی نشان رو بی‌نشان تا زخم ناید بر نشان

G1955:6

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان·هوشیاری در میان بیخودان و مستیان
  2. 2 بی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدام·تا نماند هوشیاری عاقلی اندر جهان
  3. 3 یار دعوی می کند گر عاشقی دیوانه شو·سرد باشد عاقلی در حلقه دیوانگان
  4. 4 گر درآید عاقلی گو کار دارم راه نیست·ور درآید عاشقی دستش بگیر و درکشان
  5. 5 عیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملول·تشنه هرگز عیب داند دید در آب روان
  6. 6 عقل منکر هیچ گونه از نشان‌ها نگذرد·بی نشان رو بی‌نشان تا زخم ناید بر نشان
  7. 7 یوسفی شو گر تو را خامی بنخاسی برد·گلشنی شو گر تو را خاری نداند گو مدان
  8. 8 عیسیی شو گر تو را خانه نباشد گو مباش·دیده‌ای شو گرت روپوشی نماند گو ممان

ganjoor: sh1955 · public domain