Divan di Shams› Ghazal 1973› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۷۳
- دست در سنگی زدم دانم که نرهاند مرا لیک غرقه گشته هم چنگی زند در آن و این
G1973:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین·از فراق دلبری کاسدکن خوبان چین
- 2 جان ز غیرت گوش را گوید حدیثش کم شنو·دل ز غیرت چشم را گوید که رویش را مبین
- 3 دست عشرت برگشادم تا ببندم پای غم·عشرتم همرنگ غم شد ای مسلمانان چنین
- 4 دست در سنگی زدم دانم که نرهاند مرا·لیک غرقه گشته هم چنگی زند در آن و این
- 5 از در دل درشدم امروز دیدم حال او·زردروی و جامه چاک و بییسار و بییمین
- 6 گفتمش چونی دلا او گریه درشدهای های·از فراق ماه روی همنشان همنشین
ganjoor: sh1973 · public domain