Divan di Shams Ghazal 1977 Distico 3 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۷۷

  1. هر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمر او چو سرمجموع باغ و جان جان صد چمن

G1977:3

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتن·تا تو گویی کاین غرض نفی من است از لا و لن
  2. 2 چونک هست او کل کل صافی صافی کمال·وصف او چون نوبهار و وصف اجزا یاسمن
  3. 3 هر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمر·او چو سرمجموع باغ و جان جان صد چمن
  4. 4 چون ستودی باغ را پس جمله را بستوده‌ای·چون ستودی حق را داخل شود نقش وثن
  5. 5 ور وثن را مدح گویی نیست داخل حسن حق·گرچه هم می بازگردد آن به خالق فاعلمن
  6. 6 لیک باقی وصف‌ها بستوده باشی جزو در·شمس حق و دین چو دریا کی شود داخل بدن
  7. 7 حق همی‌گوید منم هش دار ای کوته نظر·شمس حق و دین بهانه‌ست اندر این برداشتن
  8. 8 هر چه تو با فخر تبریز آوری بی‌خردگی·آن به عین ذات من تو کرده‌ای ای ممتحن

ganjoor: sh1977 · public domain