Divan di Shams› Ghazal 2066› Distico 6 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۶۶
- گوید کای عاشقان رحم میارید هیچ در کُشش همدگر از پی آیین من
G2066:6
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من·باز مرا یاد کرد جان و دل و دین من
- 2 سوره یاسین بسی خواندم از عشق و ذوق·زان که مرا خوانده بود سوره یاسین من
- 3 عقل همه عاقلان خیره شود چون رسد·لیلی و مجنون من ویسه و رامین من
- 4 در حسد افتادهایم دل به جفا دادهایم·جنگ که میافکند یار سخنچین من
- 5 او نگذارد که خلق صلح کنند و وفا·تازه کند دم به دم کین تو و کین من
- 6 گوید کای عاشقان رحم میارید هیچ·در کُشش همدگر از پی آیین من
- 7 یا رب و آمین بسی کردم و جستم امان·آه که مینشنود یارب و آمین من
- 8 گوید تو کار خویش میکن و من کار خویش·این بُدهست از ازل یاسه پیشین من
- 9 کار من آن کت زنم کار تو افغان گری·عید منم طبل تو سخره تکوین من
- 10 بنده این زاریم عاشق بیماریم·کاو نرود آن زمان از سر بالین من
- 11 راست رود سوی شه جان و دلم همچو رخ·گرچه کند کژروی طبع چو فرزین من
- 12 درگذر از تنگ من ای من من ننگ من·دیده شدی آن من گر نبدی این من
- 13 بس کن ای شهسوار کز حجب گفت تو·نقد عجب میبرد دزد ز خرجین من
ganjoor: sh2066 · public domain