Divan di Shams› Ghazal 2098› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۹۸
- تو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذرد تو خوه از گل سخن تراش و خوه از خار یاد کن
G2098:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن·که ز پای دلت بکند چنان خار یاد کن
- 2 چو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نو·به سوی او بیا مرو مکن انکار یاد کن
- 3 مکن اندک نبود آن به خدا شک نبود آن·نه به خویش آی اندکی و تو بسیار یاد کن
- 4 تو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذرد·تو خوه از گل سخن تراش و خوه از خار یاد کن
- 5 چو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر او·چو بدیدی تو بدر او تو ز دیدار یاد کن
- 6 تو بدان قدر سوز او برسد باز روز او·ور از آن روز ایمنی تو ز اغیار یاد کن
- 7 چه سپاس ار دو نان دهد به طبیبی که جان دهد·چو بزارد که ای طبیب ز بیمار یاد کن
- 8 چو طبیبت نمود خرد دل تو آن زمان بمرد·پس از آن بانگ میزنی که ز مردار یاد کن
- 9 مکن ار چه شدی چنین چو خزان دانه در زمین·ز بهار حسام دین و ز گلزار یاد کن
- 10 اگرت کار چون زر است نه گرو پیش گازر است·گرت امسال گوهر است نه تو از پار یاد کن
- 11 چو بدیدی رحیل گل پس اقبال چیست؟ ذل·نه که زنهار اوست بس هله زنهار یاد کن
ganjoor: sh2098 · public domain