Divan di Shams› Ghazal 2169› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۶۹
- مگر فضل خداوند خداوندان شمس الدین کند تنبیه جانت را کند هر دم معینی تو
G2169:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو·بمال این چشمها را گر به پندار یقینی تو
- 2 که مکر حق چنان تند است کز وی دیده جانت·تو را عرشی نماید او و گر باشی زمینی تو
- 3 گمان خاینی می بر تو بر جان امین شکلت·که گر تو ساده دل باشی ندارد سود امینی تو
- 4 خریدی هندوی زشتی قبیحی را تو در چادر·تو ساده پوستین بر بوی زهره روی چینی تو
- 5 چو شب در خانه آوردی بدیدی روش بیچادر·ز رویش دیده بگرفتی ز بویش بستی بینی تو
- 6 در این بازار طراران زاهدشکل بسیارند·فریبندت اگر چه اهل و باعقل متینی تو
- 7 مگر فضل خداوند خداوندان شمس الدین·کند تنبیه جانت را کند هر دم معینی تو
- 8 ببین آن آفتابی را کش اول نیست و نی پایان·که اندر دین همیتابد اگر از اهل دینی تو
- 9 به سوی باغ وحدت رو کز او شادی همیروید·که هر جزوت شود خندان اگر در خود حزینی تو
ganjoor: sh2169 · public domain