Divan di Shams Ghazal 2304 Distico 5 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۰۴

  1. هر روز برون آید ساغر به کف و گوید والله که بنگذارم در شهر یک افسرده

G2304:5

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 هر روز پری زادی از سوی سراپرده·ما را و حریفان را در چرخ درآورده
  2. 2 صوفی ز هوای او پشمینه شکافیده·عالم ز بلای او دستار کشان کرده
  3. 3 سالوس نتان کردن مستور نتان بودن·از دست چنین رندی سغراق رضا خورده
  4. 4 دی رفت سوی گوری در مرده زد او شوری·معذورم آخر من کمتر نیم از مرده
  5. 5 هر روز برون آید ساغر به کف و گوید·والله که بنگذارم در شهر یک افسرده
  6. 6 ای مونس و ای جانم چندانت بپیچانم·تا شهد و شکر گردی ای سرکه پرورده
  7. 7 خستم جگرت را من بستان جگری دیگر·همچون جگر شیران ای گربه پژمرده
  8. 8 همرنگ دل من شو زیرا که نمی‌شاید·من سرخ و سپید ای جان تو زرد و سیه چرده
  9. 9 خامش کن و خامش کن دررو به حریم دل·کاندر حرمین دل نبود دل آزرده
  10. 10 شمس الحق تبریزی بادا دل بدخواهت·بر گرد جهان گردان در طمع یکی گرده

ganjoor: sh2304 · public domain