Divan di Shams› Ghazal 2429› Distico 9 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۲۹
- شه باز را گوید که من زان بستهام دو چشم تو تا بگسلی از جنس خود جز روی ما را ننگری
G2429:9
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری·ای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری
- 2 یا رب منم جویان تو یا خود توی جویان من·ای ننگ من تا من منم من دیگرم تو دیگری
- 3 ای ما و من آویخته وی خون هر دو ریخته·چیزی دگر انگیخته نی آدمی و نی پری
- 4 تا پا نباشد ز آنک پا ما را به خارستان برد·تا سر نباشد ز آنک سر کافر شود از دوسری
- 5 آبی میان جو روان آبی لب جو بسته یخ·آن تیزرو این سست رو هین تیز رو تا نفسری
- 6 خورشید گوید سنگ را زان تافتم بر سنگ تو·تا تو ز سنگی وارهی پا درنهی در گوهری
- 7 خورشید عشق لم یزل زان تافتهست اندر دلت·کاول فزایی بندگی و آخر نمایی مهتری
- 8 خورشید گوید غوره را زان آمدم در مطبخت·تا سرکه نفروشی دگر پیشه کنی حلواگری
- 9 شه باز را گوید که من زان بستهام دو چشم تو·تا بگسلی از جنس خود جز روی ما را ننگری
- 10 گوید بلی فرمان برم جز در جمالت ننگرم·جز بر خیالت نگذرم وز جان نمایم چاکری
- 11 گل باغ را گوید که من زان عرضه کردم رخت خود·تا جمله رخت خویش را بفروشی و با ما خوری
- 12 آن کس کز این جا زر برد با دلبری دیگر خورد·تو کژ نشین و راست گو آن از چه باشد از خری
- 13 آن آدمی باشد که او خر بدهد و عیسی خرد·وین از خری باشد که تو عیسی دهی و خر خری
- 14 عیسی مست را زر کند ور زر بود گوهر کند·گوهر بود بهتر کند بهتر ز ماه و مشتری
- 15 نی مشتری بینوا بل نور الله اشتری·گر یوسفی باشد تو را زین پیرهن بویی بری
- 16 ما را چو مریم بیسبب از شاخ خشک آید رطب·ما را چو عیسی بیطلب در مهد آید سروری
- 17 بیباغ و رز انگور بین بیروز و بیشب نور بین·وین دولت منصور بین از داد حق بیداوری
- 18 از روی همچون آتشم حمام عالم گرم شد·بر صورت گرمابهای چون کودکان کمتر گری
- 19 فردا ببینی روش را شد طعمه مار و موش را·دروازه موران شده آن چشمهای عبهری
- 20 مهتاب تا مه رانده دیوار تیره مانده·اناالیه آمده کان سو نگر گر مبصری
- 21 یا جانب تبریز رو از شمس دین محظوظ شو·یا از زبان واصفان از صدق بنما باوری
ganjoor: sh2429 · public domain