Divan di Shams Ghazal 2532 Distico 13 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۳۲

  1. بگه امروز زنجیری دگر در گردنم کردی زهی طوق و زهی منصب که هست آن سلسله داری

G2532:13

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!·نگفتم: «با کسی منشین که باشد از طرب عاری؟!
  2. 2 یکی پر زهر افسونی فرو خواند به گوش تو·ز صحن سینهٔ پر غم دهد پیغام بیماری
  3. 3 چو دیدی آن ترش رو را، مخلّل کرده ابرو را·از او بگریز و بشناسش،چرا موقوف گفتاری؟
  4. 4 چه حاجت آب دریا را چشش، چون رنگ او دیدی؟·که پر زهرت کند آبش اگر چه نوش منقاری
  5. 5 لطیفان و ظریفانی که بودستند در عالم·رمیده و بدگمان بودند همچون کبک کهساری
  6. 6 گر استفراغ می‌خواهی از آن طزغوی گندیده·مفرح بدهمت لیکن مکن دیگر وحل خواری
  7. 7 الا یا صاحب الدار ادر کأسا من النار·فدفینی و صفینی و صفو عینک الجاری
  8. 8 فطفینا و عزینا فان عدنا فجازینا·فانا مسنا ضر فلا ترضی باضراری
  9. 9 ادر کأسا عهدناه فانا ما جحدناه·فعندی منه آثار و انی مدرک ثاری
  10. 10 ادر کأسا باجفانی فدا روحی و ریحانی·و انت المحشر الثانی فاحیینا بمدرار
  11. 11 فاوقد لی مصابیحی و ناولنی مفاتیحی·و غیرنی و سیرنی بجود کفک الساری
  12. 12 چو نامت پارسی گویم کند تازی مرا لابه·چو تازی وصف تو گویم برآرد پارسی زاری
  13. 13 بگه امروز زنجیری دگر در گردنم کردی·زهی طوق و زهی منصب که هست آن سلسله داری
  14. 14 چو زنجیری نهی بر سگ شود شاه همه شیران·چو زنگی را دهی رنگی شود رومی و روم آری
  15. 15 الا یا صاحب الکاس و یا من قلبه قاسی·اتبلینی بافلاسی و تعلینی باکثاری
  16. 16 لسان العرب و الترک هما فی کاسک المر·فناول قهوه تغنی من اعساری و ایساری
  17. 17 مگر شاه عرب را من بدیدم دوش خواب اندر·چه جای خواب می‌بینم جمالش را به بیداری

ganjoor: sh2532 · public domain