Divan di Shams Ghazal 2558 Distico 3 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۵۸

  1. اگر عالم بود خندان مرا بی‌تو بود زندان بس است آخر بکن رحمی بر این محروم زندانی

G2558:3

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی·تو خود از خانه آخر ز حال بنده می دانی
  2. 2 به حق اشک گرم من به حق روی زرد من·به پیوندی که با تستم ورای طور انسانی
  3. 3 اگر عالم بود خندان مرا بی‌تو بود زندان·بس است آخر بکن رحمی بر این محروم زندانی
  4. 4 اگر با جمله خویشانم چو تو دوری پریشانم·مبادا ای خدا کس را بدین غایت پریشانی
  5. 5 بر آن پای گریزانت چه بربندم که نگریزی·به جان بی‌وفا مانی چو یار ما گریزانی
  6. 6 ور از نه چرخ برتازی بسوزی هفت دریا را·بدرم چرخ و دریا را به عشق و صبر و پیشانی
  7. 7 وگر چو آفتابی هم روی بر طارم چارم·چو سایه در رکاب تو همی‌آیم به پنهانی

ganjoor: sh2558 · public domain