Divan di Shams Ghazal 26 Distico 8 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۶

  1. باد نفس مر سینه را ز اندوه صیقل می‌زند گر یک نفس گیرد نفس مر نفس را آید فنا

G26:8

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها·کاخر چو دردی بر زمین تا چند می‌باشی برآ
  2. 2 هر کز گران جانان بود چون درد در پایان بود·آنگه رود بالای خم کان درد او یابد صفا
  3. 3 گل را مجنبان هر دمی تا آب تو صافی شود·تا درد تو روشن شود تا درد تو گردد دوا
  4. 4 جانیست چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر·چون دود از حد بگذرد در خانه ننماید ضیا
  5. 5 گر دود را کمتر کنی از نور شعله برخوری·از نور تو روشن شود هم این سرا هم آن سرا
  6. 6 در آب تیره بنگری نی ماه بینی نی فلک·خورشید و مه پنهان شود چون تیرگی گیرد هوا
  7. 7 باد شمالی می‌وزد کز وی هوا صافی شود·وز بهر این صیقل سحر در می‌دمد باد صبا
  8. 8 باد نفس مر سینه را ز اندوه صیقل می‌زند·گر یک نفس گیرد نفس مر نفس را آید فنا
  9. 9 جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان·نفس بهیمی در چرا چندین چرا باشد چرا
  10. 10 ای جان پاک خوش گهر تا چند باشی در سفر·تو باز شاهی بازپر سوی صفیر پادشا

ganjoor: sh26 · public domain