Divan di Shams› Ghazal 2634› Distico 10 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۳۴
- صد نور یقین سجده کن روی چو ماهش کی سوی مهش راه بزد ابر گمانی
G2634:10
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 امروز در این شهر نفیر است و فغانی·از جادوی چشم یکی شعبده خوانی
- 2 در شهر به هر گوشه یکی حلقه به گوشی است·از عشق چنین حلقه ربا چرب زبانی
- 3 بیزخم نیابی تو در این شهر یکی دل·از تیر نظرهای چنین سخته کمانی
- 4 ای شهر چه شهری تو که هر روز تو عید است·ای شهر مکان تو شد از لطف زمانی
- 5 چه جای مکان است و چه سودای زمان است·ای هر دو شده از دم تو نادره لانی
- 6 شهری است که او تختگه عشق خدایی است·بغداد نهان است وز او دل همدانی
- 7 امروز در این مصر از این یوسف خوبی·بیزجر و سیاست شده هر گرگ شبانی
- 8 صد پیر دو صدساله از این یوسف خوش دم·مانند زلیخا شده در عشق جوانی
- 9 او حاکم دلها و روانهاست در این شهر·ماننده تقدیر خدا حکم روانی
- 10 صد نور یقین سجده کن روی چو ماهش·کی سوی مهش راه بزد ابر گمانی
- 11 صد چون من و تو محو چنان بیمن و مایی·چون ظلمت شب محو رخ ماه جهانی
- 12 جز حضرت او نیست فقیرانه حضوری·جز سایه خورشید رخش نیست امانی
- 13 از حیله او یک دو سخن دارم بشنو·چون زهره ندارم که بگویم که فلانی
- 14 گر نام نگوییم و نشان نیز نگوییم·زین باده شکافیده شود شیشه جانی
- 15 هین دست ملرزان و فروکش قدح عشق·پازهر چو داری نکند زهر زیانی
- 16 هر چیز که خواهی تو ز عطار بیابی·دکان محیط است و جز این نیست دکانی
ganjoor: sh2634 · public domain