Divan di Shams› Ghazal 2639› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۳۹
- آن ساغر جان که ملک الموت اجل شد نی شورش دل آرد و نی رنج خماری
G2639:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری·بگشای کنار آمد آن یار کناری
- 2 برخیز بیا دبدبه عمر ابد بین·رستند و گذشتند ز دمهای شماری
- 3 آن رفت که اقبال بخارید سر ما·ای دل سر اقبال از این بار تو خاری
- 4 گنجی تو عجب نیست که در توده خاکی·ماهی تو عجب نیست که در گرد و غباری
- 5 اندر حرم کعبه اقبال خرامید·از بادیه ایمن شده وز ناز مکاری
- 6 گردان شده بین چرخ که صد ماه در او هست·جز تابش یک روزه تو ای چرخ چه داری
- 7 آن ساغر جان که ملک الموت اجل شد·نی شورش دل آرد و نی رنج خماری
- 8 بس کن که اگر جان بخورد صورت ما را·صد عذر بخواهد لبش از خوب عذاری
ganjoor: sh2639 · public domain