Divan di Shams› Ghazal 2690› Distico 12 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۹۰
- من آن آبم که ریگ عشق خوردش چه ریگی بلک بحر بیکناری
G2690:12
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 چو عشق آمد که جان با من سپاری·چرا زوتر نگویی کآری آری
- 2 جهان سوزید ز آتشهای خوبان·جمال عشق و روی عشق باری
- 3 چو جان بیند جمال عشق گوید·شدم از دست و دست از من نداری
- 4 بدیدم عشق را چون برج نوری·درون برج نوری اه چه ناری
- 5 چو اشترمرغ جانها گرد آن برج·غذاشان آتشی بس خوشگواری
- 6 ز دور استاده جانم در تماشا·به پیش آمد مرا خوش شهسواری
- 7 یکی رویی چو ماهی ماه سوزی·یکی مریخ چشمی پرخماری
- 8 که جانها پیش روی او خیالی·جهان در پای اسب او غباری
- 9 همیرست از غبار نعل اسبش·بیابان در بیابان خوش عذاری
- 10 همیتازید عقلم اندک اندک·همیپرید از سر چون طیاری
- 11 همین دانم دگر از من مپرسید·که صد من نیست آن جا در شماری
- 12 من آن آبم که ریگ عشق خوردش·چه ریگی بلک بحر بیکناری
- 13 چو لاله کفتهای در شهر تبریز·شدم بر دست شمس الدین نگاری
ganjoor: sh2690 · public domain