Divan di Shams› Ghazal 2691› Distico 14 ← precedente
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۹۱
- و مسینا بخمر من صبوح و دم و اسلم ایا خیر المداری
G2691:14
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 نگفتم دوش ای زین بخاری·که نتوانی رضا دادن به خواری
- 2 در آن جانها که شکر روید از حق·شکر باشد ز هر حسیش جاری
- 3 اگر صد خنب سرکه درکشد او·نه تلخی بینی او را نی نزاری
- 4 خدایت چون سر مستی ندادهست·حذر کن تا سر مستی نخاری
- 5 از آن سر چون سر جان را شراب است·همینوشد شراب اختیاری
- 6 ز تو خنده همی پنهان کند او·که او خمری است و تو مسکین خماری
- 7 چو داد آن خواجه را سرکه فروشی·چه شیرین کرد بر وی سوکواری
- 8 گوارش خر از آن رخسار چون ماه·کز آن یابند مردان خوشگواری
- 9 درآید در تن تو نور آن ماه·چنان کاندر زمین لطف بهاری
- 10 ببخشد مر تو را هم خلعت سبز·رهاند مر تو را از خاکساری
- 11 تصورها همه زین بوی برده·برون روژیده از دل چون دراری
- 12 تفضل ایها الساقی و اوفر·و لکن لا براح مستعار
- 13 و صبحنا بخمر مستطاب·فان الیمن جما فی ابتکار
- 14 و مسینا بخمر من صبوح·و دم و اسلم ایا خیر المداری
ganjoor: sh2691 · public domain