Divan di Shams› Ghazal 2700› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۷۰۰
- محالی گر بگوید مرد کامل تو عین حال دانش ای حلولی
G2700:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ز هر چیزی ملول است آن فضولی·ملولش کن خدایا از ملولی
- 2 به قاصد تا بیاشوبد بجنگد·بدو گفتم ملولی هست گولی
- 3 بخورد آن بازی من خشمگین شد·مرا گفتا خمش دیوانه لولی
- 4 نگوید هیچ را بد مرد این راه·مبین بد هیچ را ور نی تو غولی
- 5 بگفتم عین انکار تو بر من·نه بد دیدن بود یا بیحصولی
- 6 مرا گفت او تناقضهای بینا·بود از مصلحت نه از بیاصولی
- 7 محالی گر بگوید مرد کامل·تو عین حال دانش ای حلولی
- 8 گهی درد که داند گه بدوزد·گهی شاهی کند گاهی رسولی
- 9 به تأویلات تو او درنگنجد·که تو هستی فصولی او اصولی
- 10 ز خود منگر در او از خود برون آ·که بر بیحد ندارد حد شمولی
- 11 خمش ای نفس تازی هم بگویم·دوباره لا تقولی لا تقولی
ganjoor: sh2700 · public domain