Divan di Shams› Ghazal 2857› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۵۷
- همه زنگ را شکسته شده دست جمله بسته شه چین بس خجسته تو چنین شکر چرایی
G2857:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 چه جمال جان فزایی که میان جان مایی·تو به جان چه مینمایی تو چنین شکر چرایی
- 2 چو بدان تو راه یابی چو هزار مه بتابی·تو چه آتش و چه آبی تو چنین شکر چرایی
- 3 غم عشق تو پیاده شده قلعهها گشاده·به سپاه نور ساده تو چنین شکر چرایی
- 4 همه زنگ را شکسته شده دست جمله بسته·شه چین بس خجسته تو چنین شکر چرایی
- 5 تو چراغ طور سینا تو هزار بحر و مینا·بجز از تو جان مبینا تو چنین شکر چرایی
- 6 تو برسته از فزونی ز قیاسها برونی·به دو چشم مست خونی تو چنین شکر چرایی
- 7 به دلم چه آذر آمد چو خیال تو درآمد·دو جهان به هم برآمد تو چنین شکر چرایی
- 8 تو در آن دو رخ چه داری که فکندی از عیاری·دو هزار بیقراری تو چنین شکر چرایی
- 9 چو بدان لطیف خنده همه را بکرده بنده·ز دم تو مرده زنده تو چنین شکر چرایی
- 10 چو صفات حسن ایزد عرقت به بحر ریزد·دو هزار موج خیزد تو چنین شکر چرایی
- 11 چو دو زلف توست طوقم ز شراب توست شوقم·بنگر که در چه ذوقم تو چنین شکر چرایی
- 12 ز گلت سمن فنا شد همه مکر و فن فنا شد·من و صد چو من فنا شد تو چنین شکر چرایی
ganjoor: sh2857 · public domain