Divan di Shams› Ghazal 2881› Distico 3 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۸۱
- ور به مجنون سقطی از لب لیلی آری همچو مخمورکش از رطل گران ترسانی
G2881:3
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی·شکم گرسنگان را تو به نان ترسانی
- 2 و به دشنام بتم آیی و تهدید دهی·مردگان را بنشانی و به جان ترسانی
- 3 ور به مجنون سقطی از لب لیلی آری·همچو مخمورکش از رطل گران ترسانی
- 4 من که چون دیگ بر آتش ز تبش خشک لبم·گوش آنم کم از آن چرب زبان ترسانی
- 5 گرگ هجران پی من کرد و مرا ننگ آورد·گرگ ترسد نه من ار تو به شبان ترسانی
- 6 بادهای گر تو ز تلخی ویم بیم دهی·سادهای گر مگسان را تو بخوان ترسانی
- 7 پاکبازند و مقامر که در این جا جمعند·نیست تاجر که تو او را به زیان ترسانی
- 8 چون خیالات لطیفند نه خونند و نه گوشت·که تو تیری بزنی یا به کمان ترسانی
ganjoor: sh2881 · public domain