Divan di Shams› Ghazal 2882› Distico 10 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۸۲
- هله ای باز کله بازده و پر بگشا وقت آن شد که بر آن دولت پاینده زنی
G2882:10
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی·بر سر و سبلت این خنده زنان خنده زنی
- 2 ژنده پوشیدی و جامه ملکی برکندی·پاره پاره دل ما را تو بر آن ژنده زنی
- 3 هر کی بندی است از این آب و از این گل برهد·گر تو یک بند از آن طره بر این بنده زنی
- 4 ساقیا عقل کجا ماند یا شرم و ادب·زان می لعل چو بر مردم شرمنده زنی
- 5 ماه فربه شود آن سان که نگنجد در چرخ·گر تو تابی ز رخت بر مه تابنده زنی
- 6 ماه میگوید با زهره که گر مست شوی·ز آنچ من مست شدم ضرب پراکنده زنی
- 7 ماه تا ماهی از این ساقی جان سرمستند·نقد بستان تو چرا لاف ز آینده زنی
- 8 خیز کامروز همایون و خوش و فرخندهست·خاصه که چشم بر آن چهره فرخنده زنی
- 9 سر باز از کله و پاش از این کنده غمی است·برهد پاش اگر تیشه بر این کنده زنی
- 10 هله ای باز کله بازده و پر بگشا·وقت آن شد که بر آن دولت پاینده زنی
- 11 همچو منصور تو بر دار کن این ناطقه را·چو زنان چند بر این پنبه و پاغنده زنی
ganjoor: sh2882 · public domain