Divan di Shams› Ghazal 2922› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۲۲
- سر بُریدی صد هزاران را به عشق زهره نِی جان را که گوید های و هی
G2922:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می·هم بهاری در میان ماه دی
- 2 هر طرف از عشق تو پَر سوخته·آفتاب و صد هزاران همچو دی
- 3 چون همیشه آتشت در نی فتد·رفت شِکَّر زین هوس در جان نی
- 4 سر بُریدی صد هزاران را به عشق·زهره نِی جان را که گوید های و هی
- 5 عاشقان سازیدهاند از چشم بد·خانهها زیر زمین چون شهر ری
- 6 نیست از دانش بتر اشکنجهای·وای آنک ماند اندر نیک و بی
- 7 آن زنانِ مصر اندر بیخودی·زخمها خورده نکرده وای وی
- 8 در شب معراج شاه از بیخودی·صدهزارانساله ره را کرده طی
- 9 برشکن از بادههای بیخودان·تختهبندی ز استخوان و عرق و پی
- 10 شمس تبریزی تو ما را محو کن·ز آنک تو چون آفتابی ما چو فِی
ganjoor: sh2922 · public domain