Divan di Shams› Ghazal 2978› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۷۸
- غافل بدم از آن که تو مجموع هستیی مشغول بود فکر به ایمان و کافری
G2978:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری·وز شور خویش در من شوریده ننگری
- 2 بر چهره نزار تو صفرای دلبری است·تا خود چه دیدهای که ز صفراش اصفری
- 3 ای دل چه آتشی که به هر باد برجهی·نی نی دلا کز آتش و از باد برتری
- 4 ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمان·خورشیدوار پرده افلاک میدری
- 5 جانم فدات یا رب ای دل چه گوهری·نی چرخ قیمت تو شناسد نه مشتری
- 6 سی سال در پی تو چو مجنون دویدهام·اندر جزیرهای که نه خشکی است و نی تری
- 7 غافل بدم از آن که تو مجموع هستیی·مشغول بود فکر به ایمان و کافری
- 8 ایمان و کفر و شبهه و تعطیل عکس توست·هم جنتی و دوزخ و هم حوض کوثری
- 9 ای دل تو کل کونی بیرون ز هر دو کون·ای جمله چیزها تو و از چیزها بری
- 10 ای رو و پشت عالم در روی من نگر·تا از رخ مزعفر من زعفران بری
- 11 طاقت نماند و این سخنم ماند در دهان·با صد هزار غم که نهانند چون پری
ganjoor: sh2978 · public domain