Divan di Shams› Ghazal 3003› Distico 8 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۰۳
- گویی به هر خیال که جان و جهان من گر گم شدی خیال تو جان و جهانیی
G3003:8
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی·وز روی خوب خویشت بودی نشانیی
- 2 در آب و گل تو همچو ستوران نخفتیی·خود را به عیش خانه خوبان کشانیی
- 3 بر گرد خویش گشتی کاظهار خود کنی·پنهان بماند زیر تو گنج نهانیی
- 4 از روح بیخبر بدیی گر تو جسمیی·در جان قرار داشتیی گر تو جانیی
- 5 با نیک و بد بساختیی همچو دیگران·با این و آنیی تو اگر این و آنیی
- 6 یک ذوق بودیی تو اگر یک اباییی·یک نوع جوشییی چو یکی قازغانیی
- 7 زین جوش در دوار اگر صاف گشتیی·چون صاف گشتگان تو بر این آسمانیی
- 8 گویی به هر خیال که جان و جهان من·گر گم شدی خیال تو جان و جهانیی
- 9 بس کن که بند عقل شدست این زبان تو·ور نی چو عقل کلی جمله زبانیی
- 10 بس کن که دانشست که محجوب دانشست·دانستیی که شاهی کی ترجمانیی
ganjoor: sh3003 · public domain