Divan di Shams› Ghazal 3005› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۰۵
- نقلست از رسول که مردم معادنند پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
G3005:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 آن دل که گم شدهست هم از جان خویش جوی·آرام جان خویش ز جانان خویش جوی
- 2 اندر شکر نیابی ذوق نبات غیب·آن ذوق را هم از لب و دندان خویش جوی
- 3 دو چشم را تو ناظر هر بینظر مکن·در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
- 4 نقلست از رسول که مردم معادنند·پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
- 5 از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین·از آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی
- 6 برقی که بر دلت زد و دل بیقرار شد·آن برق را در اشک چو باران خویش جوی
- 7 انبان بوهریره وجود توست و بس·هر چه مراد توست در انبان خویش جوی
- 8 ای بینشان محض نشان از کی جویمت·هم تو بجو مرا و به احسان خویش جوی
ganjoor: sh3005 · public domain