Divan di Shams› Ghazal 3096› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۹۶
- ز دردمیدن عشقش دلم شکست آورد که عشق را دم تندست و دل چو سرنایی
G3096:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ز بامداد دلم میجهد به سودایی·ز بامداد پگه میزند یکی رایی
- 2 چگونه آه نگویم که آتشی بفروخت·که از پگه دل من گشت آتش افزایی
- 3 فسون ناله بخوانم بر اژدهای غمش·که آتشست دم او و ناله سقایی
- 4 عجب که دوش کجا بوده است این دل من·که بر رخ دل من هست تازه صفرایی
- 5 به سوی جسم چو خاکسترم میا گستاخ·که زیر اوست یکی آتشی و دریایی
- 6 به خوی آتش او من همیروم ای یار·به حیلهها و به تزویرها و هیهایی
- 7 ز دردمیدن عشقش دلم شکست آورد·که عشق را دم تندست و دل چو سرنایی
- 8 به جست و جوی وصالش دل مراست به عشق·چه آتشین طلبی و چه آهنین پایی
- 9 حدیث آتش گویم ز شمس تبریزی·که تا ز تابش نورش رسد به هر جایی
ganjoor: sh3096 · public domain