Divan di Shams› Ghazal 3098› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۹۸
- چرا نگیرم پایت که تاج سرهایی چرا نبوسم دستت که صاحب دستی
G3098:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی·که ندهم آبت زیرا که کوزه بشکستی
- 2 هزار کوزه زرین به جای آن بدهم·مگیر سخت مرا ز آنچ رفت در مستی
- 3 تو را که آب حیاتی چه کم شود کوزه·چه حاجت آید جان و جهان چو تو هستی
- 4 بیا که روز عزیزست مجلسی برساز·ولی چو دوش مکن کز میان برون جستی
- 5 پریر رفتم سرمست تو به خانه عشق·به خنده گفت بیا کز زحیر وارستی
- 6 هزار جان بفزودی اگر دلی بردی·هزار مرهم دادی اگر تنی خستی
- 7 چرا نگیرم پایت که تاج سرهایی·چرا نبوسم دستت که صاحب دستی
- 8 دلا میی بستان کز خمارها برهی·چنین بتی بپرست ای صنم چو بپرستی
- 9 برو دلا به سعادت به سوی عالم دل·به شکر آنک به اقبال و بخت پیوستی
- 10 خموش باش اگر چه که جمله سیمبران·به آب زر بنویسند هر چه گفتستی
- 11 ضیای حق و امام الهدی حسام الدین·مجیر خلق به بالای روح از این پستی
ganjoor: sh3098 · public domain