Divan di Shams› Ghazal 3139› Distico 8 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۳۹
- به یکی ذره آفتاب چرا مشورت کند تو بکش هم تو زنده کن بکن ای دوست گردنی
G3139:8
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 صنما خرگه توم که بسازی و برکنی·قلمیام به دست تو که تراشی و بشکنی
- 2 منم آن شقه علم که گهم سرنگون کنی·و گهی بر فراز کوه برآری و برزنی
- 3 منم آن ذره هوا که در این نور روزنم·سوی روزن از آن روم که تو بالای روزنی
- 4 هله ذره مگو مرا چو جهان گیر خود مرا·دو جهان بیتو آفتاب کجا یافت روشنی
- 5 همگی پوستم هله تو مرا مغز نغز گیر·همه خشکاند مغزها چو نبخشی تو روغنی
- 6 اگرم شاه و بیتوام چه دروغست ما و من·و گرم خاک و با توام چه لطیفست آن منی
- 7 به تو نالم تو گوییم که تو را دور کردهام·که ببینم در این هوا که تو ذره چه میکنی
- 8 به یکی ذره آفتاب چرا مشورت کند·تو بکش هم تو زنده کن بکن ای دوست گردنی
- 9 تو چه می دادهای به دل که چپ و راست میفتد·و گهی نی چپ و نه راست و نه ترس و نه ایمنی
ganjoor: sh3139 · public domain