Divan di Shams› Ghazal 3147› Distico 10 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۴۷
- گفت بادست گر در او بوییست هدیه تو بود که گلزاری
G3147:10
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 ساقیا ساقیا روا داری·که رود روز ما به هشیاری
- 2 گر بریزی تو نقلها در پیش·عقلها را ز پیش برداری
- 3 عوض باده نکته میگویی·تا بری وقت ما به طراری
- 4 درد دل را اگر نمیبینی·بشنو از چنگ ناله و زاری
- 5 ناله نای و چنگ حال دلست·حال دل را تو بین که دلداری
- 6 دست بر حرف بیدلی چه نهی·حرف را در میان چه میآری
- 7 طوق گردن توی و حلقهٔ گوش·گردن و گوش را چه میخاری
- 8 گفته را دانههای دام مساز·که ز گفتهست این گرفتاری
- 9 گه کلیدست گفت و گه قفلست·گاه از او روشنیم و گه تاری
- 10 گفت بادست گر در او بوییست·هدیه تو بود که گلزاری
- 11 گفت جامست گر بر او نوریست·از رخ تو بود که انواری
- 12 مشک بربند کوزهها پر شد·مشک هم میدرد ز بسیاری
ganjoor: sh3147 · public domain