Divan di Shams› Ghazal 315› Distico 5 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۵
- جمله اندیشهها چو برگ بریخت گرد بنشست بر همه اسباب
G315:5
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 چشمها وا نمیشود از خواب·چشم بگشا و جمع را دریاب
- 2 بنگر آخر که بیقرار شدست·چشم در چشم خانه چون سیماب
- 3 گشت شب دیر و خلق افتادند·چون ستاره میانه مهتاب
- 4 هم سیاهی و هم سپیدی چشم·از می خواب هر دو گشت خراب
- 5 جمله اندیشهها چو برگ بریخت·گرد بنشست بر همه اسباب
- 6 عقل شد گوشهای و میگوید·عقل اگر آن تست هین دریاب
- 7 بنگی شب نگر که چون دادست·جمله خلق را از این بنگاب
- 8 چشم در عین و غین افتادست·کار بگذشت از سؤال و جواب
- 9 آن سواران تیزاندیشه·همه ماندند چون خران به خلاب
ganjoor: sh315 · public domain