Divan di Shams Ghazal 3182 Distico 4 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۸۲

  1. من فرش شدم زیر قدم‌های قضاهاش خود را نکشد فرش ز پاکی و پلیدی

G3182:4

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 بغداد همانست که دیدی و شنیدی·رو دلبر نوجوی، چو دربند قدیدی؟!
  2. 2 زین دیک جهان یک دو سه کفگیر بخوردی·باقی، همه دیک آن مزه دارد که چشیدی
  3. 3 الله مراد لی والله مریدی·فرقت علی الله عتیقی و جدیدی
  4. 4 من فرش شدم زیر قدم‌های قضاهاش·خود را نکشد فرش ز پاکی و پلیدی
  5. 5 لا خیر ولا میر، سوی الله تعالی·فالغیبة عنه نفسا غیر سدید
  6. 6 از راحت و دردش نکشم خویش، و ندزدم·قفلی دهدم حکم حق، و گاه کلیدی
  7. 7 لا ارفع عنه بصری طرفة عین·لا امنع عن رب ظریقی و تلیدی
  8. 8 مرا هو العین و بالعین تطری·روحی، و عمادی، و عتادی، و عتیدی
  9. 9 رو خویش درانداز چو گوی، ارچه زنندت·شه را تو به میدان نه که بازیچهٔ عیدی؟!
  10. 10 این خلق چو چوگان و، زننده ملک و بس·فاعل همه او دان، به قریبی و بعیدی
  11. 11 از ناز برون آی، کزین ناز به ارزی·تو روشنی چشم حسینی، نه یزیدی
  12. 12 صالحت و بایعت مع‌العشق علی ان·یاتینی محیاه نصیری و شهیدی
  13. 13 لا اقسم بالوعد و بالصادق فیه·ان قد ملاء العشق مرادی بمریدی
  14. 14 هرجای که خشکیست درین بحر در آرید·تا تر شود و تازه و غرقاب مجیدی
  15. 15 الغصة والصحو جزاء لشحیح·والقهوة والسکر وفاق لسعید
  16. 16 العزةلله تعالی، فتعالوا·فالعز من الله نثار لعبید
  17. 17 یا خامد یا جامد یا منکر سکری·یا قایم فی‌الصورة، یا شر حسیدی
  18. 18 ارواح درین گلشن چون سرو روانند·تو همچو بنفشه به جوانی چه خمیدی؟!
  19. 19 لا حول ولا قوة الا بملیک·یجعلک ملیکا وسنا کل ولید
  20. 20 ای آهوی خوش ناف بران ناف عبر، باف·کز سوسن و از سنبل آن پار چریدی

ganjoor: sh3182 · public domain