Divan di Shams› Ghazal 432› Distico 3 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۴۳۲
- آفتابا راه زن راهت نزد چون زند داند که این ره آن کیست
G432:3
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 این چنین پابند جان میدان کیست·ما شدیم از دست این دستان کیست
- 2 میدود چون گوی زرین آفتاب·ای عجب اندر خم چوگان کیست
- 3 آفتابا راه زن راهت نزد·چون زند داند که این ره آن کیست
- 4 سیب را بو کرد موسی جان بداد·بازجو آن بو ز سیبستان کیست
- 5 چشم یعقوبی از این بو باز شد·ای خدا این بوی از کنعان کیست
- 6 خاک بودیم این چنین موزون شدیم·خاک ما زر گشت در میزان کیست
- 7 بر زر ما هر زمان مهر نوست·تا بداند زر که او از کان کیست
- 8 جمله حیرانند و سرگردان عشق·ای عجب این عشق سرگردان کیست
- 9 جمله مهمانند در عالم ولیک·کم کسی داند که او مهمان کیست
- 10 نرگس چشم بتان ره میزند·آب این نرگس ز نرگسدان کیست
- 11 جسمها شب خالی از ما روز پر·ما و من چون گربه در انبان کیست
- 12 هر کسی دستک زنان کای جان من·و آنک دستک زن کند او جان کیست
- 13 شمس تبریزی که نور اولیاست·با چنان عز و شرف سلطان کیست
ganjoor: sh432 · public domain