Divan di Shams› Ghazal 443› Distico 6 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۴۴۳
- در گردنش درآر دو دست و کنار گیر برخور از آن کنار که مرفوع گردنیست
G443:6
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 از دل به دل برادر گویند روزنیست·روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست
- 2 هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر·گر فاضل زمانه بود گول و کودنیست
- 3 زان روزنه نظر کن در خانهٔ جلیس·بنگر که ظلمت است در او یا که روشنیست
- 4 گر روشن است و بر تو زند برق روشنش·میدان که کان لعل و عقیق است و معدنیست
- 5 پهلوی او نشین که امیر است و پهلوان·گل در رهش بکار که سروی و سوسنیست
- 6 در گردنش درآر دو دست و کنار گیر·برخور از آن کنار که مرفوع گردنیست
- 7 رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر·کان جا فرشتگان را آرام و مسکنیست
- 8 خواهم که شرح گویم میلرزد این دلم·زیرا غریب و نادر و بیما و بیمنیست
- 9 آن جا که او نباشد این جان و این بدن·از همدگر رمیده چو آبی و روغنیست
- 10 خواهی بلرز و خواه ملرز اینْت گفتنیست·گر بر لب و دهانم خود بند آهنیست
- 11 آهن شکافتن بر داوود عشق چیست؟·خامش که شاه عشق عجایب تهمتنیست
ganjoor: sh443 · public domain