Divan di Shams Ghazal 535 Distico 5 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۵۳۵

  1. از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی مست و خراب و فانیی تا عرش سبحان می‌رود

G535:5

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود·آب حیات از عشق تو در جوی جویان می‌رود
  2. 2 عالم پر از حمد و ثنا از طوطیان آشنا·مرغ دلم بر می‌پرد چون ذکر مرغان می‌رود
  3. 3 بر ذکر ایشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم·جان چون نخندد چون ز تن در لطف جانان می‌رود
  4. 4 هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته·چون من قفس پرداخته سوی سلیمان می‌رود
  5. 5 از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی·مست و خراب و فانیی تا عرش سبحان می‌رود
  6. 6 جان چیست خم خسروان در وی شراب آسمان·زین رو سخن چون بیخودان هر دم پریشان می‌رود
  7. 7 در خوردنم ذوقی دگر در رفتنم ذوقی دگر·در گفتنم ذوقی دگر باقی بر این سان می‌رود
  8. 8 میدان خوش است ای ماه رو با گیر و دار ما و تو·ای هر که لنگست اسب او لنگان ز میدان می‌رود
  9. 9 مه از پی چوگان تو خود را چو گویی ساخته·خورشید هم جان باخته چون گوی غلطان می‌رود
  10. 10 این دو بسی بشتافته پیش تو ره نایافته·در نور تو دربافته بیرون ایوان می‌رود
  11. 11 چون نور بیرون این بود پس او که دولت بین بود·یا رب چه باتمکین بود یا رب چه رخشان می‌رود

ganjoor: sh535 · public domain