Divan di Shams› Ghazal 714› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۷۱۴
- آن مه که بسوخت مشتری را بشکست بتان آزری را
G714:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 اول نظر ار چه سرسری بود·سرمایه و اصل دلبری بود
- 2 آن جام شراب ارغوانی·وان آب حیات زندگانی
- 3 جمعیت جانهای خرم·در سایه آن دو زلف درهم
- 4 از رنگ تو گشتهایم بیرنگ·زان سوی جهان هزار فرسنگ
- 5 در عشق پدید شد سپاهی·در سایه چتر پادشاهی
- 6 همچون مه نو ز غم خمیدن·چون سایه به رو و سر دویدن
- 7 آن مه که بسوخت مشتری را·بشکست بتان آزری را
- 8 گر هجده هزار عالم ای جان·پر گشت ز قال و قال ای جان
- 9 گر داد طریق عشق دادیم·ور زان مه و آفتاب شادیم
- 10 آن دم که ز ننگ خویش رستیم·وان می که ز بوش بود مستیم
- 11 باغی که حیات گشت وصلش·خوشتر ز بهار و چار فصلش
ganjoor: sh714 · public domain