Divan di Shams Ghazal 715 Distico 11 ← precedente

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۷۱۵

  1. خاموش که گفتنی نتان گفت رازش باید ز راه جان گفت

G715:11

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 اول نظر ار چه سرسری بود·سرمایه و اصل دلبری بود
  2. 2 زان رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ·زان سوی خرد هزار فرسنگ
  3. 3 رو کرده به چتر پادشاهی·وز نور مشارقش سپاهی
  4. 4 همچون مه بی‌پری پریدن·چون سایه به رو و سر دویدن
  5. 5 زان مه که نواخت مشتری را·جان داد بتان آزری را
  6. 6 گر هجده هزار عالم ای جان·پر گشت ز قال و قالم ای جان
  7. 7 چون ماه نزارگشته شادیم·کاندر پی آفتاب رادیم
  8. 8 ناموس شکسته‌ایم و مستیم·صد توبه و عهد را شکستیم
  9. 9 زان جام شراب ارغوانی·زان چشمه آب زندگانی
  10. 10 فصلی به جز این چهار فصلش·نی فصل ربیع و اصل اصلش
  11. 11 خاموش که گفتنی نتان گفت·رازش باید ز راه جان گفت

ganjoor: sh715 · public domain