Divan di Shams Ghazal 756 Distico 2 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۷۵۶

  1. بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود

G756:2

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود·گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود
  2. 2 بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه·علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود
  3. 3 هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی·هر درخت تلخ و شیرین آنچ می‌ارزد شود
  4. 4 ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار·هر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود
  5. 5 از هزاران آب شهوت ناگهان آبی بود·کز خمیرش صورت حسن و جمال و خد شود
  6. 6 وانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزار·تا یکی را خود از آن‌ها دولتی باشد شود
  7. 7 نیکبختان در جهان بسیار آیند و روند·لیک بر درگاه شمس الدین نباید رد شود
  8. 8 هر که او یک سجده کردش گرچه کردش از نفاق·در دو عالم عاقبت او خاصه ایزد شود
  9. 9 از جفاها یاد ماور ای حریف باوفا·زانک یاد آن جفاها در ره تو سد شود

ganjoor: sh756 · public domain