Divan di Shams Ghazal 772 Distico 5 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۷۷۲

  1. که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی به خیال خانه تو شب و روز بتگر آمد

G772:5

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد·بگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمد
  2. 2 به دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینت·به دو زلف عنبرینت که کساد عنبر آمد
  3. 3 به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو·به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد
  4. 4 به حق دل لطیفی خوش و مقبل و ظریفی·که بر او وظیفه تو ابدا مقرر آمد
  5. 5 که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی·به خیال خانه تو شب و روز بتگر آمد
  6. 6 تو مپرس حال مجنون که ز دست رفت لیلی·تو مپرس حال آزر که خلیل آزر آمد
  7. 7 به جهانیان نماید تن مرده زنده کردن·چو مسیح خوبی تو سوی گور عازر آمد
  8. 8 چه خوش است داغ عشقت که ز داغ عشق هر جان·ز خراج و عشر و سخره ابدا محرر آمد
  9. 9 به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب·که غبار از سواری حسن و منور آمد
  10. 10 ز حجاب گل دلا تو به جهان نظاره‌ای کن·که پس گل مشبک دو هزار منظر آمد
  11. 11 دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر·که ز ابر منطق تو دل و سینه اخضر آمد

ganjoor: sh772 · public domain