Leggi› Libro 1› Sezione 74 ← precedente · successivo →
بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
Le prede si radunano intorno alla lepre e la lodano
- M1:1363 جمع گشتند آن زمان جمله وحوششاد و خندان از طرب در ذوق و جوش
- M1:1364 حلقه کردند او چو شمعی در میانسجده آوردند و گفتندش که هان
- M1:1365 تو فرشتهٔ آسمانی یا پرینی تو عزرائیل شیرانِ نری
- M1:1366 هرچه هستی جان ما قربان تُستدست بُردی دست و بازویت درست
- M1:1367 راند حق این آب را در جوی توآفرین بر دست و بَر بازوی تو
- M1:1368 باز گو تا چون سگالیدی به مکرآن عوان را چون بمالیدی به مکر
- M1:1369 بازگو تا قصّه درمانها شودبازگو تا مرهمِ جانها شود
- M1:1370 بازگو کز ظلم آن اِستمنُماصد هزاران زخم دارد جان ما
- M1:1371 گفت تأییدِ خدا بُد ای مِهانورنه خرگوشی که باشد در جهان
- M1:1372 قوّتم بخشید و دل را نور دادنورِ دل مر دست و پا را زور داد
- M1:1373 از بَرِ حق میرسد تفضیلهاباز هم از حق رسد تبدیلها
- M1:1374 حق بدور نوبت این تأیید رامینماید اهل ظنّ و دید را