Leggi› Libro 3› Sezione 159 ← precedente · successivo →
بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده
Il gallo che si vergogna davanti al cane a causa del fallimento delle tre promesse
- M3:3329 چند چند آخر دروغ و مکر توخود نپرد جز دروغ از وکر تو
- M3:3330 گفت حاشا از من و از جنس منکه بگردیم از دروغی ممتحن
- M3:3331 ما خروسان چون مؤذن راستگویهم رقیب آفتاب و وقتجوی
- M3:3332 پاسبان آفتابیم از درونگر کنی بالای ما طشتی نگون
- M3:3333 پاسبان آفتابند اولیادر بشر واقف ز اسرار خدا
- M3:3334 اصل ما را حق پی بانگ نمازداد هدیه آدمی را در جهاز
- M3:3335 گر بناهنگام سهویمان روددر اذان آن مقتل ما میشود
- M3:3336 گفت ناهنگام حی عل فلاحخون ما را میکند خوار و مباح
- M3:3337 آنک معصوم آمد و پاک از غلطآن خروس جان وحی آمد فقط
- M3:3338 آن غلامش مرد پیش مشتریشد زیان مشتری آن یکسری
- M3:3339 او گریزانید مالش را ولیکخون خود را ریخت اندر یاب نیک
- M3:3340 یک زیان دفع زیانها میشدیجسم و مال ماست جانها را فدی
- M3:3341 پیش شاهان در سیاستگستریمیدهی تو مال و سر را میخری
- M3:3342 اعجمی چون گشتهای اندر قضامیگریزانی ز داور مال را