Leggi› Libro 3› Sezione 21 ← precedente · successivo →
بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود
La sicurezza di Bal'am Ba'ura, che il Signore aveva messo alla prova più volte ed era sempre uscito a testa alta
- M3:747 بلعم باعور و ابلیس لعینز امتحان آخرین گشته مهین
- M3:748 او بدعوی میل دولت میکندمعدهاش نفرین سبلت میکند
- M3:749 کانچ پنهان میکند پیداش کنسوخت ما را ای خدا رسواش کن
- M3:750 جمله اجزای تنش خصم ویندکز بهاری لافد ایشان در دیند
- M3:751 لاف وا داد کرمها میکندشاخ رحمت را ز بن بر میکند
- M3:752 راستی پیش آر یا خاموش کنوانگهان رحمت ببین و نوش کن
- M3:753 آن شکم خصم سبال او شدهدست پنهان در دعا اندر زده
- M3:754 کای خدا رسوا کن این لاف لئامتا بجنبد سوی ما رحم کرام
- M3:755 مستجاب آمد دعای آن شکمشورش حاجت بزد بیرون علم
- M3:756 گفت حق گر فاسقی و اهل صنمچون مرا خوانی اجابتها کنم
- M3:757 تو دعا را سخت گیر و میشخولعاقبت برهاندت از دست غول
- M3:758 چون شکم خود را به حضرت در سپردگربه آمد پوست آن دنبه ببرد
- M3:759 از پس گربه دویدند او گریختکودک از ترس عتابش رنگ ریخت
- M3:760 آمد اندر انجمن آن طفل خردآب روی مرد لافی را ببرد
- M3:761 گفت آن دنبه که هر صبحی بدانچرب میکردی لبان و سبلتان
- M3:762 گربه آمد ناگهانش در ربودبس دویدیم و نکرد آن جهد سود
- M3:763 خنده آمد حاضران را از شگفترحمهاشان باز جنبیدن گرفت
- M3:764 دعوتش کردند و سیرش داشتندتخم رحمت در زمینش کاشتند
- M3:765 او چو ذوق راستی دید از کرامبی تکبر راستی را شد غلام