Leggi Libro 4 Sezione 115 ← precedente · successivo →

بخش ۱۱۵ - مطالبه کردن موسی علیه‌السلام حضرت را کی خَلَقتَ خَلقاً اَهلَکتَهُم و جواب آمدن

Mosè che chiede a Dio: "Hai creato creature e le hai distrutte?" e la risposta che gli venne

  1. M4:2997 گفت موسی ای خداوند حسابنقش کردی باز چون کردی خراب
  2. M4:2998 نر و ماده نقش کردی جان‌فزاوانگهان ویران کنی این را چرا
  3. M4:2999 گفت حق دانم که این پرسش ترانیست از انکار و غفلت وز هوا
  4. M4:3000 ورنه تادیب و عتابت کردمیبهر این پرسش ترا آزردمی
  5. M4:3001 لیک می‌خواهی که در افعال ماباز جویی حکمت و سر بقا
  6. M4:3002 تا از آن واقف کنی مر عام راپخته گردانی بدین هر خام را
  7. M4:3003 قاصدا سایل شدی در کاشفیبر عوام ار چه که تو زان واقفی
  8. M4:3004 زآنک نیم علم آمد این سؤالهر برونی را نباشد آن مجال
  9. M4:3005 هم سؤال از علم خیزد هم جوابهم‌چنانک خار و گل از خاک و آب
  10. M4:3006 هم ضلال از علم خیزد هم هدیهم‌چنانک تلخ و شیرین از ندا
  11. M4:3007 ز آشنایی خیزد این بغض و ولاوز غذای خویش بود سقم و قوی
  12. M4:3008 مستفید اعجمی شد آن کلیمتا عجمیان را کند زین سر علیم
  13. M4:3009 ما هم از وی اعجمی سازیم خویشپاسخش آریم چون بیگانه پیش
  14. M4:3010 خرفروشان خصم یکدیگر شدندتا کلید قفل آن عقد آمدند
  15. M4:3011 پس بفرمودش خدا ای ذولبابچون بپرسیدی بیا بشنو جواب
  16. M4:3012 موسیا تخمی بکار اندر زمینتا تو خود هم وا دهی انصاف این
  17. M4:3013 چونک موسی کشت و شد کشتش تمامخوشه‌هااش یافت خوبی و نظام
  18. M4:3014 داس بگرفت و مر آن را می‌بریدپس ندا از غیب در گوشش رسید
  19. M4:3015 که چرا کشتی کنی و پروریچون کمالی یافت آن را می‌بری
  20. M4:3016 گفت یا رب زان کنم ویران و پستکه درینجا دانه هست و کاه هست
  21. M4:3017 دانه لایق نیست درانبار کاهکاه در انبار گندم هم تباه
  22. M4:3018 نیست حکمت این دو را آمیختنفرق واجب می‌کند در بیختن
  23. M4:3019 گفت این دانش تو از کی یافتیکه به دانش بیدری بر ساختی
  24. M4:3020 گفت تمییزم تو دادی ای خداگفت پس تمییز چون نبود مرا
  25. M4:3021 در خلایق روحهای پاک هستروحهای تیرهٔ گلناک هست
  26. M4:3022 این صدفها نیست در یک مرتبهدر یکی درست و در دیگر شبه
  27. M4:3023 واجبست اظهار این نیک و تباههم‌چنانک اظهار گندمها ز کاه
  28. M4:3024 بهر اظهارست این خلق جهانتا نماند گنج حکمتها نهان
  29. M4:3025 کنت کنزا کنت مخفیا شنوجوهر خود گم مکن اظهار شو